تبليغاتX

درد دلهای منتظر

اللهم صلٌ علی محمٌد و آل محمٌد و عجٌل فرجهم : طرح گامی به سوی ظهور به صورت ماهیانه و برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولیعصر برقرار است ، دوستانی که مایل به شرکت در این طرح غیر حضوری می باشند می توانند در هر ماه قمری  تعداد صلوات هایی را که تا پایان آن ماه ختم می کنند را در قسمت منتظر منتظر به اطلاع ما برسانند منتظر حضور عاشقانه شما عزیزان هستیم.  یا مهدی ادرکنا

خدايا بلا و گرفتاري بزرگ شد و راز پنهاني آشکار شد و پرده از روي کار برافتاد و زمين تنگ شد و آسمان خودداري کرد و به درگاه تو اي پروردگارا شِکوه آوريم و بر تو در سختي و آساني اعتماد کنيم ، خدايا درود فرست بر محمد و آل او آن بزرگاني که بر ما فرمانبرداريشان را واجب کردي و بدينوسيله منزلت و مقامشان را به ما شناساندي ، بگشا از ما به حق ايشان گشايشي فوري چون چشم برهم زدن يا زودتر از آن ، يا محمد يا علي يا علي يا محمد ، يا ريم دهيد که به حقيقت شمائيد ياور من و کفايتم کنيد که براستي شمائيد کفايت کننده من ، اي مولاي من يا صاحب الزمان به فريادم رس به فريادم رس به فريادم رس ، مرا درياب مرا درياب مرا درياب

 

ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسگری ع را به ساحت مقدٌس حضرت ولیعصر عج و همچنین شما عاشقان آن حضرت تبریک و تهنیٌت می گوئیم

 

اوصاف پیامبر از زبان سید الشهدا قسمت دوٌم

 

بیائید پیامبر را از زبان کسی بشناسیم که پیامبر را بهتر از هر کسی می شناخت

 

- محترمترین کس نزد پیامبر کسانی بودند که بار مردم را بر می داشتند ( انگل جامعه نبودند بلکه مشکلی از مردم حل می کردند.

 

-  هر کس از پیامبر چیزی می خواست و حاجتی را طلب می کرد محال بود دست خالی برگردد اگر داشت می داد و اگر نداشت او را با کلمات زیبا بدرقه می کرد و از او عذر می خواست و به او آرامش می داد .

 

-  هیچ کس از نزد پیامبر ناراحت بیرون نمی آمد.

 

- پیامبر برای مردم پدر بود و همه مردم بدون استثنا نزد او مساوی بودند و برای هیچ کس بدون دلیل احترام و یا بی احترامی قائل نمی شد. حتی نگاهش به مردم مساوی بود و به سخنان افراد به طور مساوی گوش می داد

 

- مجلس او مجلس حلم و حیا و صدق و امانت بود در مجلس او داد و قال نبود و همه با آرامی و منطق سخن می گفتند . همه مودب بودند . جلسه ای که پیامبر در آن حضور داشت همه متعادل بودند همه بر اساس تقا سخن می گفتند همه متواضع بودند و همه به پیر ها احترام می گذاشتند و با کوچکتر ها مهربان بودند و نیازمندان را بر خود مقدٌم می داشتند در مجلس پیامبر محال بود غریبی وارد شود و پیامبر به احترام او از جای بلند نشود و به او بی اعتنا باشد و بقیه نیز بر اثر تعلیمات پیامبر اینچنین بودند به طوریکه آن شخص غریب خودش را غریب احساس نمی کرد.

 

- همیشه شادی در چهره پیامبر بود و لبخند بر لبانش بود شادیش برای مردم بود و غمش برای خودش

 

- با پیامبر راحت می شد ارتباط برقرار کرد و به مقدمات خاصی نیاز نداشت .

 

- پیامبر خشن و تند خو نبود و هرگز فحش بر لبان او جاری نشد .

 

- پیامبر عیبگیر نبود و عیب مردم را دنبال نمی کرد .

 

-  مداح هم نبود و در تعریف از افراد مبالغه نمی کرد .

 

- وقتی سخن می گفت همه ساکت می شدند انگار پرنده روی سرشان نشسته تا یک کلمه از سخنان پیامبر از دستشان نرود.

 

- در حضور پیامبر مردم وسط حرف هم نمی پریدند.

 

گوشه ای از اوصاف پیامبر از زبان حضرت امام حسین برگرفته از سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی در این دو مطلب آورده شد

ای کاش شمه ای از این اوصاف در جوامع ماهم اجرا می شد

به امید روزی که همه با هم به دنبال متصٌف شدن به این صفات نورانی باشیم

انشا الله

 

 

یا مهدی ادرکنا

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:39  توسط دو منتظر همراه  | 

سلام منتظران

با انتظار چگونه اید؟

با جمعه هایی که بدون دیدار سیمای مبارک معشوقمان می گذرد و

باز هفته ای دیگر و روز شماری دیگر تا شاید این جمعه انتظار به سر آید و

او با تمام خوبیهایش بیاید و دنیایی را که با او بیگانه اند بیدار کند .... چگونه اید؟

او خواهد آمد و رفتار و کردار جدٌ بزرگوارش محمٌد مصطفی را پیشه خواهد کرد

وه که چه روزیست آن روز وصال

--------------------------------------

دوستان بر اساس قولی که داده بودم در این مطلب اوصاف پیامبر از زبان آقای شهیدان حضرت امٌام حسین نقل خواهد شد ، باشد که مورد استفاده شما منتظران واقع شود

(لازم به ذکر است که این مطلب از یکی از سخنرانی های استاد رحیم پور ازغدی برداشت شده است)

 

اوصاف پیامبر از زبان سید الشهدا قسمت اوٌل

 

پیامبر اکرم :

 

- دائم الفکر بود.

 

- غمی سنگین و همیشگی امٌا شیرین و باوقار داشت.

 

- همیشه بر لبانش لبخند بود.

 

- هیچگاه بی دغدغه نبود و همیشه دغدغه چیزی را داشت.

 

- بنای او بر سکوت بود و اهل سکوت طولانی بود ، جز در زمانی که لازم و مفید بود ( برای آشکاری حق ،

دفاع از عدالت ، مقابله با منکر وبی عدالتی ، حل کردن مشکل کسی ) لب به سخن نگشود.

 

- نرم و اهل مدارا بود امٌا توخالی و جاهی نبود و در عین حال ترسناک هم نبود.

 

- همیشه پیامبر در دل ما حرمت و احترام داشت امٌا ما هیچگاه از او نمی ترسیدیم.

 

- نعمت هر چقدر اندک در نزد او بزرگ بود.

 

- بد هیچ چیز و هیچ کس را نمی گفت.

 

- هرگز برای امور دنیوی و منافع خود عصبانی نشد.

 

- در مورد حقوق خود گذشت داشت امٌا در مورد حق الناس و حق الله سریعا بر می آشفت و موضع می گرفت

 

- وقتی خشمناک می شد خشمش دنیوی و مادی نبود عقیدتی بود ، برای مردم بود ، برای عدالت بود.

 

- وقتی خشمگین می شد تا ظلم و باطل را به زانو در نمی آورد از پا نمی نشست.

 

- وقتی خشم می کرد به هر قیمتی می ایستاد تا حقیقت را به کرسی بنشاند.

 

- پیامبر هرگز با صدای بلند نخندید امٌا همواره تبسٌم بر لب داشت.

 

- ظاهر و باطنش با مردم یکی بود و در خلوت و جلٌت یک شخصیت داشت.

 

- همواره بخش ثابتی از وقت خود را صرف مردم می کرد.

 

- پیامبر یک شغل اصلی داشت و آن هم خدمت به مردم بود.

 

- پیامبر می فرمود : صدای کسانیکه صدایشان به من نمی رسد به من برسانید هر کس خواسته های ملٌت و

مردم را به حاکم برساند اهل بهشت است هر کس خبر حقوق پایمال شده را به حاکمان برساند در قیامت که پای همه خواهد لرزید پای او نخواهد لرزید.

 

- بنای رفتار پیامبر با مردم جامعه بر اساس دوستی ، جذب ، وحدت ، محبٌت و الفت با مردم بود نه ایجاد نفرت.

 

- در هر جامعه ای افرادی که اهل کرامت بودند پیدا می کرد و بر مردم می گماشت .

 

- ارزش و ضد ارزش از هر کسی که سر می زد ارزش ها را پاس می داشت و در مقابل ضد ارزشها موضع می گرفت .

 

- پیامبر اهل اعتدال بود .

 

- با فضیلت ترین مردم نزد پیامبر کسی بود که بیش از همه به مردم خدمت می کرد.

 

- بیشترین منزلت نزد او را کسانی داشتند که بیش از همه با مردم مساوات داشتند.

 

پابان قسمت اوٌل

 

یا مهدی ادرکنا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:33  توسط دو منتظر همراه  |